Susan A

NDE مقیاس گریسون: 15
#2587
  • کشورایالات متحده
  • جنسیتF
  • سنAdult
  • تاریخ تجربه شده1/1/2000
  • تاریخ ارسال4/29/2006
تجربه شامل
دیدن گذشته آن‌ها (مرور زندگی)دیدن آینده خوددیدن نوری روشن و غیرزمینیتوسعه توانایی‌های روانیدرک همه چیز درباره جهانتجربه خروج از بدناحتمالاً مرگ بالینی را تجربه کرده‌اندجهان معنوی واقعی‌تر از واقعیت فیزیکی استتجربه خروج از بدن با پزشک متخصص تأیید شدهدف زندگی‌های فردی را توضیح می‌دهدخدا را توصیف می‌کنددر این تجربه با راهنمای معنوی خود دیدار کرده استدر مرور زندگی، احساساتی را که دیگران داشتند حس کردندرنگ‌هایی را دیدند که هرگز قبلاً ندیده بودندتصمیم گرفتند به زندگی بازگردند

توضیحات تجربه

۱۹۹۵ - در واحد مراقبت‌های ویژه، پرده‌ای اطراف ناحیه حمام بود، نوری از پشت پرده به‌دنبال آمد (مانند 'جادوگر اوز' - هیچ صدایی، فقط نور و لرزش). می‌دانستم که موجودی می‌خواهد وارد اتاق شود. با کیفیات و احساس وصف‌ناپذیر نور، فهمیدم که این خداست، همان‌طور که او را می‌شناختم. از او خواستم که 'الان نه'، لطفاً بچه‌هایم را. (من والد تنها دو فرزند هستم، یکی با لوسمی در چهار سالگی ناتوان شده است، هیچ خانواده‌ای جز من ندارم.) درخواست کردم که مدت بیشتری داشته باشم، مسئولیت دیدار بسیار ترسناک بود. او/-او/آن بلافاصله تسلیم شد. همیشه از این بابت پشیمان بودم.

آوریل ۲۰۰۰. برای عمل جراحی بای‌پس روتین رفتم. نه چندان روتین. اختلال هموراژیک. چهل و پنج روز بعد از اینکه روی دستگاه تنفس بودم بیدار شدم و تجربیات و سفرهای بسیاری داشتم، از جمله 'بیدار شدن' در یکی از سه عمل جراحی، کهunable to open my eyes، بعداً فهمیدم که چون چشمانم چسبانده شده بود. سعی کردم تکان بخورم تا بیهوشی بتواند مرا بیشتر تحت بیهوشی قرار دهد. هیچ دردی نبود، فقط مراحل را تماشا کردم و هر کلمه‌ای که در اتاق عمل بیان شد را شنیدم، از جمله شمارش معکوس 'ساعت' که بیش از هفت دقیقه بود. اینقدر واقعی بود که نمی‌توانستم ادامه دهم، بنابراین از یکی از آن شکاف‌های زیبا عبور کردم به جایی که فکر می‌کنم از عرق سفید ساخته شده بود با استخرها و باغ‌های بسیاری. بازنگری زندگی انجام دادم، بسیار جالب - 'مراقبت، آموزش، عشق و تجدید.'، سفر بیشتر. در نوامبر ۲۰۰۰ دچار ایست تنفسی و سپس ایست قلبی شدم.

تونل، تاریک، گرد مانند یک لوله بزرگ تخلیه. چهره‌های خندان در سایه‌های دیوار. 'می‌دانستم' هر یک از آنها را، هیچ ایده‌ای ندارم چگونه. نوری در انتهای دیگر. همان نور خدا. 'نانا'ی من بین نور و من. او را بسیار می‌خواستم، حتی بیشتر به او نیاز داشتم. هیچ گفتگویی با دهان نبود. فقط به من اطلاع داد که هنوز زمان من نیست مگر اینکه خودم انتخاب کنم. پیشنهاد کرد که این کار را نکنم. دخترم را به من نشان داد. درخواست قدرت کردم. بیدار شدم، به خانه آمدم.

اطلاعات پس‌زمینه

Gender:
زنانه
Date NDE Occurred:
(2) در سال 2000

عناصر NDE

در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکننده‌ای به زندگی وجود داشت؟
بله حمله قلبی عمل جراحی باز قلب، 3 عمل جراحی باز قلب در سه روز در آوریل و در نوامبر ایست قلبی و تنفسی کامل به دلیل نارسایی قلبی مزمن مرگ بالینی (پایان تنفس یا عملکرد قلب یا عملکرد مغز) در سال 1995 دچار حمله قلبی شدم. در واحد مراقبت‌های ویژه تجربه‌ای داشتم اما آن را به اراده خود دور کردم، خیلی ترسناک بود، همیشه از آن پشیمان بودم اما بچه‌هایی داشتم که به من نیاز داشتند. در سال 2005 چندین بای‌پس داشتم که خوب پیش نرفت، سه عمل جراحی باز قلب در سه روز به دلیل خون‌ریزی. به مدت چهل و پنج روز روی دستگاه تنفس بودم. در طول آن دوره در آوریل/مه سفرها و تجربیات زیادی داشتم. در نوامبر دچار ایست تنفسی و قلبی کامل شدم. تجربه دیگری.
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی می‌کنید؟
ترکیبی
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شده‌اید؟
بله از بدنم آگاهی نداشتم
بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با آگاهی و هوشیاری روزمره‌ی شما مقایسه می‌شد؟
بیشتر از حالت طبیعی و هوشیاری بیشتر از معمول خیلی واقعی‌تر بود. می‌دانم که این زیاد منطقی به نظر نمی‌رسد.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در حضور خدای اصلی، نور، لرزش. اما بیشتر در تونل وقتی که باید انتخاب می‌شد. خسته بودم.
آیا افکارتان سریع شده بود؟
هیچ کدام
آیا زمان به نظر می‌رسید که سریع‌تر یا کندتر از حد معمول می‌گذرد؟
نه من آنچه را که 'پنیر سوئیسی برای مغز' می‌نامم دارم. برخی چیزها گم یا افتاده‌اند.
آیا حواستان از حد معمول بیشتر زنده بودند؟
هیچ کدام
لطفاً دید خود را در طول تجربه با دید روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
رنگ‌ها کامل بودند، چیزها و مکان‌ها بدون عیب دیده می‌شدند، تقریباً بدون مزاحمت. هر گلبرگ هر گل بی‌نقص بود. هیچ نوع تجزیه‌ای وجود نداشت. شفافیت به نوعی تغییر کرده بود و موسیقی بدون زمان. نمی‌توانستم این یکی را توضیح دهم که یک میلیون سال هم نمی‌دانستم از کجا شروع کنم.
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
این شنیدن بود اما نه به طور دقیق همیشه سمعی.
آیا به نظر می‌رسید از چیزهای دیگری که در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد آگاه بودید؟
هیچکدام.
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
بله، قبلاً توصیف شده بود.
آیا در تجربه‌تان موجوداتی را دیدید؟
آنها را دیدم.
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
بله قبلاً توصیف شده است.
آیا نوری درخشان دیدید یا احساس کردید که با نوری درخشان محاصره شده‌اید؟
نوری که به وضوح منشا عرفانی یا فرامادی داشت
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
بله قبلاً توصیف شده است.
آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شده‌اید؟
به وضوح قلمرو عرفانی یا غیرزمینی قبلاً برخی موردها توصیف شده است. سفر و دیدنی‌های بسیار زیاد
چه احساسات دیگری را در طول تجربه احساس کردید؟
شگفتی، شادی، ترس، اعتماد، قدردانی، کوچک، بزرگ، قدرتمند، ناتوان، شگفت زده، با فضل، روشن، باز، صلح‌آمیز، کنجکاو و عاشق و دوست‌داشتنی. به طور کامل با هم هماهنگ بود.
آیا احساس آرامش یا دلپذیری داشتید؟
صلح یا خوشایندی شگفت‌انگیز
آیا احساس شادی داشتید؟
شادی شگفت‌انگیز
آیا حس هماهنگی یا یکپارچگی با جهان را احساس کردید؟
متحد، یکی با جهان
آیا به‌طور ناگهانی بنظر می‌رسید همه چیز را می‌فهمیدید؟
همه چیز درباره جهان
آیا صحنه‌هایی از گذشته به یادتان آمد؟
بسیاری از رویدادهای گذشته را به یاد آوردم بازنگری زندگی از طریق احساسات و عواطف دیگران در هر لحظه زمانی اتفاق می‌افتد. ما هر آنچه را که در آن لحظه برای آنها ایجاد کردیم تجربه و احساس می‌کنیم. من بسیار حساس‌تر هستم.
آیا صحنه‌هایی از آینده به شما آمد؟
از آینده جهان بسیار خصوصی.
آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدید؟
تصمیم آگاهانه به 'بازگشت' به زندگی

خدا، روحانیت و دین

آیا قبل از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟
متوسط کاتولیک بزرگ شدم، به ناخودآگاه جمعی و نیرویی بالاتر اعتقاد دارم، در طول زندگی تجربیات غیرمعمول و غیرقابل توجیهی داشتم که باعث شد تجربه دینی سازمان‌یافته محافظه‌کارانه قابل قبول نباشد.
آیا شیوه‌های مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟
نامعلوم در حالی که در بسیاری از جنبه‌ها اطلاعات و تجربیات قدرتمند و آموزنده بودند، هر روز کمتر و کمتر می‌دانم. نه اینکه اطلاعات یا تجربیات را از دست می‌دهم، فقط متفاوت است.
اکنون دین شما چیست؟
لیبرال با نیروی بالاتر به‌طور روزانه تماس آگاهانه دارم، روزانه دعا و مدیتیشن می‌کنم، از چرخ دارویی بومیان آمریکایی برای بهبود/آموزش استفاده می‌کنم. از آموزه‌های باستانی غیبی سنگ‌ها و کریستال‌ها که توسط مادربزرگ بومی آمریکایی‌ام داده شده است، که وقتی جوان بود کاتولیک خوب شد، استفاده می‌کنم.
آیا به دلیل تجربه‌تان در ارزش‌ها و باورهای خود تغییری داشتید؟
نامشخص در حالی که در بسیاری از موارد اطلاعات و تجربه قدرتمند و آگاه‌کننده بود، در طول زمان کمتر و کمتر می‌دانم. نه این که اطلاعات یا تجربه را از دست می‌دهم. فقط متفاوت است.
آیا به نظر می‌رسید با یک موجود یا حضور عرفانی مواجه شده‌اید یا صدایی ناشناس شنیده‌اید؟
موجود خاص، یا صدایی که به وضوح از منبعی رازآلود یا دیگر جهانی است
آیا ارواح مردگان یا روحانیان را دیدید؟
آنها را دیدم

در مورد زندگی‌های دنیوی ما غیر از دین

در طی تجربه‌تان، آیا دانش ویژه یا اطلاعاتی درباره هدف خود به دست آوردید؟
بله بسیار خصوصی.
آیا روابط شما به طور خاص به دلیل تجربه شما تغییر کرده است؟
بله، من خیلی بیشتر تمایل دارم که فقط خودم باشم بدون تظاهر، دیوارها یا محافظت‌هایی که ما انسان‌ها برای محافظت از خود در برابر دیده شدن واقعی ایجاد می‌کنیم.

پس از NDE

آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
بله ما کلمات مناسبی در واژگان خود نداریم که "رنگ‌های انرژی‌زا و ارتعاشی" منتشر شده توسط "موجودات بالاتر" را بیان کند. کیفیت احساسی "حالت احساس" فراتر از اندازه‌گیری یا کلمات است. اطلاعات دریافتی بسیار ساده، اما آنقدر پیچیده است که ساعت‌ها طول می‌کشد تا بیان شود. شناخت افرادی در تونل که قبلاً "گذشته" بودند (فکر می‌کنم) بسیار آشنا بود، اما هیچ‌کدام را شناسایی نکردم. مادربزرگم را دیدم، بدون کلمات. نمی‌توانستم "خدا" را ببینم، اما انرژی منتشر شده را دیدم و لرزش عظیمی را احساس کردم و حضوری عاطفی و لرزش را در طول مرور زندگی احساس کردم.
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
بله شخصی.
آیا یک یا چند قسمت از تجربه شما وجود دارد که به‌ویژه برای شما معنی‌دار یا مهم باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
اوه خدای من، شما شوخی می‌کنید؟ خیلی شخصی‌تر از آن است که روی صفحه کامپیوتر نمایش داده شود.
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟
بله بلافاصله. مطمئناً واکنش‌ها متفاوت بود. امیدوارم تحت تأثیر قرار گرفته باشند.
آیا قبل از تجربه خود، دانش خاصی درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟
نامطمئن بعد از اینکه مادر من فوت کرد، من و پسرم یک تجربه "رویاگون" بیداری داشتیم.
شما درباره واقعیت تجربه‌تان در کوتاه مدت (روزها تا هفته‌ها) بعد از وقوع آن چه اعتقادی داشتید؟
تجربه قطعاً واقعی بود این واقعی‌تر از آن چیزی است که در روزانه‌های من در آگاهی‌ام وجود دارد و من هر روز تا حد ممکن به آن متصل می‌مانم.
اکنون چه باوری درباره واقعیت تجربه‌تان دارید؟
تجربه قطعاً واقعی بود این در هر لحظه بر من تأثیر می‌گذارد.
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
خیر