Lois M

NDE مقیاس گریسون: 12
#3375
  • کشورایالات متحده
  • جنسیتF
  • سنOlder Child
  • تاریخ تجربه شده1/1/1964
  • تاریخ ارسال11/12/2007
تجربه شامل
زمان تمام معانی خود را از دست داددیدن گذشته آن‌ها (مرور زندگی)دیدن نوری روشن و غیرزمینیتوسعه توانایی‌های روانیدرک همه چیز درباره جهانتجربه خروج از بدناحساس یکی بودن با جهاناحتمالاً مرگ بالینی را تجربه کرده‌اندOBE, Observed concurrent events away from bodyجهان معنوی واقعی‌تر از واقعیت فیزیکی استاحساس کردند که به خانه بازگشته‌اندهدف زندگی‌های فردی را توضیح می‌دهدزمان یک توهم است و در دنیای معنوی وجود نداردرنگ‌هایی را دیدند که هرگز قبلاً ندیده بودندبرخلاف میل خود بازگشتند

توضیحات تجربه

من با مادرم، پدرم، یکی از دوستانم و مادر او در کنتاکی تعطیلات بودم. به بندر دوی رفتیم که فکر می‌کنم فاصله زیادی از ون لیر، کنتاکی ندارد. یک قایق کوچک اجاره کردیم و وقتی به نقطه‌ای کم‌عمق در دریاچه رسیدیم، پدرم، دوستم و من به آب پریدیم. من نمی‌توانستم شنا کنم، بنابراین پدرم اول به آب رفت تا مطمئن شود که آنجا کم‌عمق است و آب بالاتر از شانه‌هایم نمی‌رود. ما در آب بازی می‌کردیم و شوخی می‌کردیم و می‌خندیدیم که ناگهان به عقب رفتم و از لبه‌ای به آب عمیق افتادم. نمی‌توانستم شنا کنم و در آب غرق می‌شدم. پدرم و دوستم فکر کردند که هنوز در حال شوخی هستم و به من می‌خندیدند. در ابتدا به یاد دارم که درنگفتن‌هایی که به سطح آب رسیدم، مبارزه می‌کردم، اما پس از اینکه چند بار به زیر آب رفتم، دیگر مبارزه نمی‌کردم وقتی که زیر آب می‌رفتم. آرامش داشتم و هیچ ترسی نداشتم. همه چیز فوق‌العاده زیبا شد. نورها و رنگ‌ها در آب آن‌قدر زیبا بودند که شیفته و مجذوب آن‌ها شدم. رنگ‌هایی را دیدم که وجود ندارند. نورها درخشان و روشن و در عین حال نرم و دلپذیر بودند، آن‌ها آرامش‌بخش بودند؛ مانند این بود که بخشی از آن نورها و رنگ‌ها باشم. آرامش به قدری تسکین‌دهنده و مطلوب بود که احساس می‌کردم بخشی از چیزی بزرگتر هستم، مثل اینکه با جهان یکی هستم. در طول این تجربه احساس کردم که چه احساسی دارد که بدون زمان باشم، بی‌زمان بود، هیچ مرز زمانی وجود نداشت. این یک احساس شگفت‌انگیز بود، آزادی بدون زمان و ارتباط با «جهان» (این کلمه را صرفاً به این خاطر استفاده می‌کنم که جهان وسیع است اما احساس می‌کردم بیشتر از جهانی است که می‌شناسیم). سپس ناگهان، بالای منطقه شناور شدم و به پایین نگاه کردم و مادرم و مادر دوستم را دیدم که هنوز در قایق هستند، پدر و دوستم را در آب دیدم. مادرم ترسیده بود و به پدرم داد می‌زد که مرا از آب بیرون بکشد. پدرم می‌خندید و گفت: «اوه هلن، او فقط بازی می‌کند، همه ما فقط در حال شوخی هستیم.» و سپس دوباره خودم را دیدم که بالای آب ظاهر می‌شوم و به نظر می‌رسید که ترسیده‌ام و برای جانم مبارزه می‌کنم. مادرم ناامید و عصبانی شد و بر سر پدرم فریاد زد، و وقتی که دوباره زیر آب رفتم، او را شنیدم که اصرار داشت من را از آب بیرون بکشید. اما، وقتی دوباره زیر آب رفتم، متحیر شدم، نمی‌فهمیدم چرا به طور مختصر مبارزه و ترسیدم وقتی که به سطح آب رسیدم زیرا در واقع، می‌خواستم به زیر آب برگردم زیرا همه چیز زیر آب آن‌قدر زیبا و شگفت‌انگیز بود، آرامش داشت و احساس یگانگی و بی‌زمانی چیزی بود که می‌خواستم به آن برگردم. نمی‌فهمیدم چرا بدنم تلاش می‌کرد و ترس نشان می‌داد زیرا من این‌گونه احساس نمی‌کردم. نمی‌خواستم به سطح آب بیایم، می‌خواستم در زیر آب بمانم و در آنجا خوشحال بودم، خوشحال‌تر از آنچه که می‌توانم به یاد بیاورم پیش از این یا پس از آن تجربه. بعد از آن، حس کردم پدرم مرا از آب کشید و به قایق آورد و سعی کرد مرا احیا کند. احساس می‌کردم که وزن بسیار سنگینی دارم، آن‌قدر سنگین که مرا شگفت‌زده کرد که بدنم می‌تواند این‌قدر سنگین باشد. احساس می‌کردم که بسیار سنگین است و برای سازگاری دوباره با بدنم زحمت می‌کشم. سرفه می‌کردم و آب به چشمانم می‌زد و احساس می‌کردم که تاری در بدنم بازمی‌گردد که در زمانی که در زیر آب بودم وجود نداشت، اما، چیز عجیب این بود که آن نشانه‌های ترس و وحشت تنها در بدنم بودند، نه در ذهنم. آن احساسات را در ذهنم حس نمی‌کردم. چیزی که حس می‌کردم، ناامیدی از بیرون آمدن از یک مکان زیبا، شگفت‌انگیز و فوق‌العاده بود.

اطلاعات پس‌زمینه

Gender:
زن
Date NDE Occurred:
تابستان ۱۹۶۴

عناصر NDE

در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکننده‌ای به زندگی وجود داشت؟
بله تصادف رویداد تهدید کننده زندگی، اما نه مرگ بالینی داشتم غرق می‌شدم.
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی می‌کنید؟
شگفت انگیز
تجربه شامل
تجربه خارج از بدن
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شده‌اید؟
بله من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم.
بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با آگاهی و هوشیاری روزمره‌ی شما مقایسه می‌شد؟
آگاهی و هوشیاری بیشتر از حالت عادی وقتی که زیر آب بودم.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
وقتی که زیر آب بودم.
آیا افکارتان سریع شده بود؟
به طرز باورنکردنی سریع
آیا زمان به نظر می‌رسید که سریع‌تر یا کندتر از حد معمول می‌گذرد؟
همه چیز به نظر می‌رسید که به یکباره اتفاق می‌افتد؛ یا زمان متوقف شد یا تمام معنا را از دست داد. زمان وجود نداشت، گفتن اینکه بی‌زمان بود واقعاً نمی‌تواند توصیف کند که چه احساسی داشت. هنوز می‌توانم احساس کنم چه احساسی دارد (زمان وجود ندارد) اما هیچ کلمه‌ای واقعاً نمی‌تواند آن را توصیف کند. در مورد فضا، هیچ فضایی هم وجود نداشت، همه چیز یکی بود، متصل بود، دوباره، واقعاً هیچ کلمه‌ای وجود ندارد که به طور کامل این دانش را توصیف کند.
آیا حواستان از حد معمول بیشتر زنده بودند؟
به طور باورنکردنی زنده تر
لطفاً دید خود را در طول تجربه با دید روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
همانطور که قبلاً گفتم، رنگ هایی را دیدم که وجود ندارند. و با اینکه نور روشن تر از هر چیزی بود که دیده بودم، به چشم آسیب نمی زد، بلکه به چشم ها آرامش می داد و در عین حال نرم و روشن به نظر می رسید. نمی توانم بگویم که عمق دید مطابق آنچه که می شناسیم وجود داشت - این بالاتر از آن بود - دوباره، مانند یکپارچگی و همه چیز در تمامیتش ادراک می شد. از آن تجربه آموختم که چیزهایی به نام 'چشم ذهن' وجود دارد.
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
'شنیدن' که ما می دانیم، همانطور نیست. 'شنیدن' که ما می دانیم تنها یکی از حواس دیگر ماست، این جدا است. در طول این تجربه هیچ جدایی بین حواس وجود نداشت، همه متصل بودند، آنها یکی بودند و بودن یکی همه چیز را فوق العاده و شگفت انگیز کرده بود.
آیا به نظر می‌رسید از چیزهای دیگری که در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد آگاه بودید؟
بله، و حقایق بررسی شده است
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
خیر
آیا در تجربه‌تان موجوداتی را دیدید؟
من واقعاً آنها را دیدم
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
بله. من دیگر موجودات را ملاقات یا نمی‌دیدم، اما می‌توانستم وجود موجودات عرفانی را دور و بر خود 'احساس' و 'درک' کنم، گویی که آنها در حال انتظار بودند. من این حس را نداشتم که آنها را می‌شناختم.
تجربه شامل
نور
آیا نوری درخشان دیدید یا احساس کردید که با نوری درخشان محاصره شده‌اید؟
نوری به وضوح از منشاء عرفانی یا جهانی دیگر
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
بله. همانطور که در بالا توضیح داده شد.
آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شده‌اید؟
یک قلمرو به وضوح عرفانی یا غیرزمینی تجربه من مانند این بود که در بعد دیگری هستم.
چه احساسات دیگری را در طول تجربه احساس کردید؟
شگفتی، شگفت‌زدگی، خوشی، صلح، سبکی، شادی، آزادی، آرزو برای ماندن، حس 'خانه' بودن.
آیا احساس آرامش یا دلپذیری داشتید؟
صلح یا خوشی شگفت‌انگیز
آیا احساس شادی داشتید؟
شادی شگفت‌انگیز
آیا حس هماهنگی یا یکپارچگی با جهان را احساس کردید؟
حس اتحاد یا یکی بودن با جهان را احساس کردم
تجربه شامل
دانش ویژه
آیا به‌طور ناگهانی بنظر می‌رسید همه چیز را می‌فهمیدید؟
همه چیز در مورد جهان
آیا صحنه‌هایی از گذشته به یادتان آمد؟
گذشته من به سرعت قبل از من ظاهر شد، خارج از کنترل من
آیا صحنه‌هایی از آینده به شما آمد؟
صحنه‌هایی از آینده جهان
آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدید؟
به حریم‌سوزی رسیدم که اجازه عبور از آن را نداشتم؛ یا برعلیه اراده‌ام به عقب فرستاده شدم

خدا، روحانیت و دین

آیا قبل از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟
متوسط
آیا شیوه‌های مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟
خیر
اکنون دین شما چیست؟
متوسط
آیا به دلیل تجربه‌تان در ارزش‌ها و باورهای خود تغییری داشتید؟
خیر
تجربه شامل
حضور موجودات غیر زمینی
آیا به نظر می‌رسید با یک موجود یا حضور عرفانی مواجه شده‌اید یا صدایی ناشناس شنیده‌اید؟
من یک موجود قطعی را دیدم، یا صدایی که به وضوح از منبعی معنوی یا غیرزمینی است.
آیا ارواح مردگان یا روحانیان را دیدید؟
من در واقع آنها را دیدم.

در مورد زندگی‌های دنیوی ما غیر از دین

در طی تجربه‌تان، آیا دانش ویژه یا اطلاعاتی درباره هدف خود به دست آوردید؟
بله، مطمئنا نمی‌توان گفت که 'دانش ویژه' بود، به من هیچ اکتشاف یا چیزی داده نشد، اما من به سادگی می‌دانستم، بدون شک، که همه چیز به هم مرتبط است، که واقعیت ما 'اینجا' فقط یک دوره کوتاه و دشوار از زمان است. شاید فقط یک پلک زدن. اما، من یاد گرفتم که دلیلی، هدفی برای زندگی‌مان در اینجا وجود دارد - اما، به من نگفتند آن دلیل/هدف چیست. تنها فکری که بعد از این تجربه در ذهنم ماند این بود که 'چیز مهم این است که آن را درخشان کنیم، بقیه بیهوده است.' اینها کلمات دقیق 'افکار من' نیستند اما چیزی شبیه به آن بوده است.
آیا روابط شما به طور خاص به دلیل تجربه شما تغییر کرده است؟
خیر

پس از NDE

آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
بله، دایره واژگان ما ظرفیت بیان بخش زیادی از تجربه را ندارد.
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
بله من توانایی 'خواندن' افراد را توسعه دادم، به یکی با آنها تبدیل شوم و بسیاری از چیزها را درباره آنها بفهمم بدون اینکه آنها نیاز داشته باشند به من بگویند. حتی تا امروز، بیشتر اوقات نمی‌توانم رنگ چشمان دوستان و نزدیکانم را بگویم (مگر اینکه عمداً آن را به یاد بسپارم) زیرا وقتی با آنها صحبت می‌کنم چشمانشان را نمی‌بینم، از آنها عبور می‌کنم، فراتر از چشمان. توضیح آن دشوار است، اما اگر بخواهم چشمان شخص را ببینم باید عمداً روی آنها تمرکز کنم زیرا در غیر این صورت به طور طبیعی غریزه‌ی من این است که ذهنم آنها را نمی‌بیند.
آیا یک یا چند قسمت از تجربه شما وجود دارد که به‌ویژه برای شما معنی‌دار یا مهم باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
هر بخشی از تجربه برای من معنادار و مهم بود.
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟
بله من این داستان را برای سال‌ها با خانواده و دوستان منتخب به اشتراک گذاشته‌ام. من تا چند سال پس از حادثه شروع به اشتراک‌گذاری نکردم. بالطبع، نسبت به آن واکنش‌های مختلطی وجود داشته است، بعضی افراد به شما ایمان دارند و برخی ندارند. برخی آن را جذاب می‌دانند و برخی آن را تخیل می‌بینند. من تمایل یا اضطراری برای اینکه مردم به آن ایمان بیاورند ندارم. من آن را می‌گویم و سپس به خودشان بستگی دارد که چگونه یا چه چیزی بخواهند در مورد آن فکر کنند.
آیا قبل از تجربه خود، دانش خاصی درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟
خیر
شما درباره واقعیت تجربه‌تان در کوتاه مدت (روزها تا هفته‌ها) بعد از وقوع آن چه اعتقادی داشتید؟
تجربه قطعاً واقعی بود هیچ شکی در ذهن من نیست که واقعی بود.
اکنون چه باوری درباره واقعیت تجربه‌تان دارید؟
تجربه قطعاً واقعی بود هیچ شکی در ذهن من نیست که واقعی بود.
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
بله چند سال پس از حادثه غرق شدن، یک تجربه دیگر داشتم. از فرم دیگری برای گفتن این تجربه استفاده می‌کنم.
آیا چیزی دیگری هست که بخواهید درباره تجربه خود اضافه کنید؟
فقط اینکه یک واقعیت دیگر، یک قلمرو دیگر، یک بعد دیگر وجود دارد.
آیا سوالات دیگری وجود دارد که بتوانیم بپرسیم تا به شما در بیان تجربه‌تان کمک کنیم؟
من این سوال را کمی فکر می‌کنم اما به حال حاضر فکر می‌کنم که پرسشنامه بسیار خوب است.