من خود را در یک خلوص سیاه یافتم. تفاوت در این بود که جرقههای نوارهای نورانی زنده وجود داشت. احساس کردم که روی آنها قدم میزنم، از یکی به دیگری همیشه به جلو حرکت میکنم. رنگها ارغوانی، آبی فیروزهای، فوشیا، زرد لیمویی و نارنجی و بنفش درخشان بودند. در نهایت در اتاق جراحی بیدار شدم و هنوز صحبت میکردم. میدانستم که مقداری وقت را از دست دادم.
Gender:
زن
Date NDE Occurred:
03/02/1999 و دوباره امسال اما متفاوت
در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکنندهای به زندگی وجود داشت؟
بله، تومور مغزی منفجر شد و باید ادامه میدادم صحبت کنم وگرنه میدانستم میمیرم. واقعهای تهدیدکننده زندگی، اما نه مرگ بالینی. قلبم متوقف شد اما دارویی برای احیای قلبم به من تزریق شد تا دوباره بزند. فشار خونم در سطح سکته بود.
تومور مغزی من منفجر شد، اتفاق معمول برای این مورد مرگ است.
#2 حالت گیاهی.
#3 عقبماندگی و از دست دادن کنترل بدن.
#4 کوری.
#5 بهبودی.
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی میکنید؟
مثبت
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شدهاید؟
خیر
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
من بیهوش بودم که صحبت کنم یا کسی را ببینم.
آیا زمان به نظر میرسید که سریعتر یا کندتر از حد معمول میگذرد؟
همه چیز به نظر می رسید که همزمان اتفاق می افتد؛ یا زمان متوقف شد یا تمام معنی خود را از دست داد. احساس می کنم که زمانی را از دست دادم.
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
اما در ماه مارس امسال، من با خانومم بودم. صدای یک مرد را شنیدم که می گفت اکنون. نوری در پشت من بود که نمیتوان آن را به صورت فیزیکی توضیح داد. من به یک بلوک قلبی رسیدم و یک پیسمیکر در قلبم گذاشتند.
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
بله یک تونل تاریک با چراغهای نئونی که راه را به من نشان میداد.
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
نه
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
بله پرتوهای نئون، کسی پیشنهاد داد که من در حال بازگشت هستم.
آیا به نظر میرسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شدهاید؟
یک قلمرو کاملاً عرفانی یا غیرزمینی ابعاد ممکن است پرتوهای نئون بودند که در ارتفاعات مختلف قرار داشتند.
آیا بهطور ناگهانی بنظر میرسید همه چیز را میفهمیدید؟
خیر
آیا صحنههایی از گذشته به یادتان آمد؟
گذشتهام در برابر چشمانم درخشید، خارج از کنترل من زندگی یک هدیه زیبا است، آن را به طور کامل زندگی کنید و این را با دیگران به اشتراک بگذارید.
آیا صحنههایی از آینده به شما آمد؟
خیر
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
من به یک مانع رسیدم که اجازه عبور از آن را نداشتم؛ یا برخلاف میل من به عقب فرستاده شدم. بله، نیاز داشتم دوباره صحبت کردن را شروع کنم.
آیا قبل از تجربهتان چه دینی داشتید؟
معقول کاتولیک غیرعملی اما با ایمان
آیا به دلیل تجربهتان در ارزشها و باورهای خود تغییری داشتید؟
بله من کارهای ناتمامی دارم که باید در اینجا انجام دهم.
آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
خیر
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
خیر
آیا یک یا چند قسمت از تجربه شما وجود دارد که بهویژه برای شما معنیدار یا مهم باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
من بینایی چشم راست خود را (چشم خوبم) از دست دادم.
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟
بله آنها به من گفتند که باید از مرگ برمیگشتم.
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
نه هرگز از اسید استفاده نکردم، اما بعضیها میگویند که این تجربه برایشان یادآور اسید است.
آیا چیزی دیگری هست که بخواهید درباره تجربه خود اضافه کنید؟
اگر به تمام مستندات پزشکی دسترسی داشتم، ممکن بود بتوانم این حادثه را در یک چارچوب زمانی واضحتر قرار دهم.