Kristi
Possible NDE
مقیاس گریسون: 4
#3657
من از آتش زنده ماندم و بهدلیل اینکه خیلی کوچک بودم، باور دارم که در این زمان کسی یا موجودی از طرف دیگر به من سر زده است، بهخاطر اینکه برخی 'استعدادها' و تمایلات خاص از همان ابتدا در این زندگی با من مانده است. من در خانهای بزرگ شدم که دین بهعنوان یک عصا برای ضعیفان دیده میشد. هر دو پدر و مادرم ادعای آگنوستیسیسم داشتند اما مادرم به من اجازه داد که در دوران نوجوانی اولیهام سازمانهای مذهبی را بررسی کنم. با این حال، از زمانی که به یاد میآورم، هر شب به خدا دعا میکردم. این را از هیچ خویشاوند یا دوستی یاد نگرفتم. به یاد دارم که اعتقاد قوی داشتم که خدایی وجود دارد، که او شخصاً بر من نظارت میکند و او و دیگران با او فوقالعاده زیبا بودند.
من دو ماه زودتر از موعد به دنیا آمدم و وزنم ۳ پوند و ۵ اونس بود. من را در دستگاه انکوباتور قرار دادند و یک حادثه رخ داد - آتشسوزی که در حین استراحت قهوه یک پرستار یا به هنگام تغییر شیفت شروع شد. من از آتش نجات یافتم و به خاطر کوچک بودنم، باور دارم که در آن لحظه کسی یا موجودی از دنیای دیگر به من سر زد زیرا برخی از «استعدادها» و ترجیحات خاصی که از همان ابتدا در این زندگی با من ماندهاند، وجود داشته است.
من در خانهای بزرگ شدم که دین به عنوان یک تکیهگاه برای ضعیفان دیده میشد. هر دو والدینم ادعا میکردند آگنوستیک هستند اما مادرم اجازه داد تا در سنین نوجوانی به تحقیق درباره سازمانهای مذهبی بپردازم.
با این حال، از زمانی که به یاد دارم، هر شب به خدا دعا میکردم. این موضوع را از هیچ یک از خویشاوندان یا دوستانم یاد نگرفتم. به خوبی خاطر دارم که اطمینان کامل داشتم که خدایی وجود دارد، که او شخصاً بر من نظارت میکند و او و سایرین با او فوقالعاده زیبا هستند. در تمام دوران کودکی و جوانیام، نمیتوانستم هیچ هنری - نقاشی، مجسمه، یا پیکرهای - پیدا کنم که حتی نزدیک به زیباییای باشد که به طور غریزی میدانستم با اوست.
به یاد دارم که بسیار جوان بودم و به فرشتگان سرامیکی یا زینتی در فروشگاهها نگاه میکردم و از ناتوانی آنها در نزدیک شدن به زیبایی واقعی، آه میکشیدم.
حس دیگری که بخشی از زندگیام بوده، درک یا شهود قویتری از حالت احساسی و نگرانیهای دیگران بود که مرا هدایت میکرد. میتوانستم قبل از وقوع برخی اتفاقات، حس کنم و خوابهای دقیقی با اطلاعات روحانی برای خودم و تحسین دریافت میکردم. به من با راهنماییهای خاصی که میتوانستم «بشنوم» ولی نه با گوشهایم، بلکه با ذهنم هدایت میشدم. میدانم که ممکن است این موضوع عجیب به نظر برسد، اما والدین من که به هیچ چیز جز اکنون اعتقاد نداشتند، به من میآمدند تا «ببینند» شیئی که نمیتوانستند پیدا کنند کجا قرار دارد. متوجه شدم اگر مغرور نباشم و تنها به خاطر عشق به دیگران و کمک به آنها انگیزه داشته باشم، درکهایم بیشتر و واضحتر میشود. به محض اینکه کودکانه مغرور میشدم - ارتباط قطع میشد.
من شروع کردم به گوش دادن به این intuitiveness/perception/guidance به قدری که میتوانستم حالت احساسی و نگرانیهای یک شخص را از راه دور احساس کنم. میتوانستم بدانم که آن شخص چه کسی است از روی حس شخصیت یا «روح» او که در مرکز سینهام احساس میکردم. افرادی که به آنها اعتماد داشتم به من اجازه میدادند که از آنها سوالاتی بپرسم تا آنچه را که احساس میکردم تأیید کنم و من بهتر شدم در درک آنچه که به من نشان داده میشود.
نکته مثبت همه اینها این است که من زندگی، خدا و تمام مخلوقات او و مردم این سیارهمان را دوست دارم. نکته منفی این است که به خاطر اینکه با این احساسات خیلی هماهنگ شدم، بعضی از افراد نمیتوانند دوستم باشند، یا اینکه من به نوعی «کودکانه» و «ساده» هستم و فقط میخواهم دوست بدارم و دوست داشته شوم، برای بیشتر مردم کمی زیاد است. این تجربه به من اجازه داد تا ارتباطی قوی با پدر آسمانی، نجاتدهنده و روح پیدا کنم. با افزایش سن، احساس میکنم که تجربیات در این زندگی به طرز غیرقابل وصفی مهم هستند. کوچکترین کاری که انجام میدهیم - یک لبخند، یک آغوش، اطاعت از صدای کوچک که میگوید با کسی تماس بگیریم - به دیگران کمک کرده و بر آنها تأثیر میگذارد.
متشکرم که گوش دادید!
Date NDE Occurred:
۲۰/۰۸/۱۰۶۹
در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکنندهای به زندگی وجود داشت؟
بله حادثه دیگر 'میدانم که این سن انتخاب عجیبی است، اما لطفاً با من همراه باشید و چیزی که نوشتهام را بخوانید؟ من نارس بودم و در یک انکوباتور بودم وقتی که آتشسوزی اتفاق افتاد. لطفاً بخوانید.'
من ۳ پوند و ۵ اونس وزن داشتم و دو ماه زودتر به دنیا آمدم. پرستاران در حال تغییر شیفت بودند و بهنوعی در آن زمان آتشسوزی در انکوباتور من اتفاق افتاد.
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی میکنید؟
مختلط
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شدهاید؟
بله
من به وضوح از بدنم جدا شدم و خارج از آن وجود داشتم
بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با آگاهی و هوشیاری روزمرهی شما مقایسه میشد؟
بیشتر از حد نرمال آگاهی و هشیاری در طول دوران کودکی.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در طول دوران کودکی.
آیا افکارتان سریع شده بود؟
به طرز باورنکردنی سریع.
آیا زمان به نظر میرسید که سریعتر یا کندتر از حد معمول میگذرد؟
همه چیز به صورت همزمان به نظر میرسید؛ یا زمان متوقف شده یا تمام معنا را از دست داده بود.
آیا حواستان از حد معمول بیشتر زنده بودند؟
به طرز باورنکردنی واضحتر.
لطفاً دید خود را در طول تجربه با دید روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
به خاطر ماهیت عجیب تجربهام، چیزی به یاد نمیآورم. اما میتوانم حدس بزنم که باید چیزی بسیار زیبا دیده باشم که در این زندگی به دنبالش بودم.
آیا به نظر میرسید از چیزهای دیگری که در جاهای دیگر اتفاق میافتد آگاه بودید؟
بله، و حقایق مورد بررسی قرار گرفتهاند.
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
نامشخص لطفاً تجربه و توضیحات را ببینید.
آیا در تجربهتان موجوداتی را دیدید؟
من واقعاً آنها را دیدم.
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
نامشخص لطفاً به پاسخهایی که مربوط به زمانی است که این اتفاق افتاد مراجعه کنید.
آیا نوری درخشان دیدید یا احساس کردید که با نوری درخشان محاصره شدهاید؟
نور واضحاً از منبعی عرفانی یا دیگر جهانی
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
نه
آیا به نظر میرسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شدهاید؟
نه
تجربه شامل
تنوع عاطفی قوی
آیا احساس آرامش یا دلپذیری داشتید؟
صلح یا خوشی فوقالعاده
آیا احساس شادی داشتید؟
شادی شگفتانگیز
آیا حس هماهنگی یا یکپارچگی با جهان را احساس کردید؟
من احساس اتحاد یا یکی بودن با جهان را داشتم
آیا بهطور ناگهانی بنظر میرسید همه چیز را میفهمیدید؟
همه چیز درباره جهان
آیا صحنههایی از گذشته به یادتان آمد؟
گذشتهام به یادم آمد، خارج از کنترل من
آیا صحنههایی از آینده به شما آمد؟
مناظر آینده جهان
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
من به مرزی رسیدم که اجازه عبور از آن را نداشتم؛ یا علیه ارادتم به عقب فرستاده شدم
آیا قبل از تجربهتان چه دینی داشتید؟
لیبرال هیچ
آیا شیوههای مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟
بله
اکنون دین شما چیست؟
مذهب من اکنون محافظهکار/اساسگرایانه است
آیا به دلیل تجربهتان در ارزشها و باورهای خود تغییری داشتید؟
بله
آیا به نظر میرسید با یک موجود یا حضور عرفانی مواجه شدهاید یا صدایی ناشناس شنیدهاید؟
من با یک موجود قطعی یا صدای واضحی از منشا عرفانی یا غیرزمینی مواجه شدم
آیا ارواح مردگان یا روحانیان را دیدید؟
من واقعاً آنها را دیدم
در طی تجربهتان، آیا دانش ویژه یا اطلاعاتی درباره هدف خود به دست آوردید؟
بله تمام زندگی من تحت تأثیر درک این بود که خدایی وجود دارد، که زندگی ما در اینجا بسیار مهم است و من ماموریتی خاص داشتم که او به من واگذار کرده بود زیرا او مرا دوست داشت و میدانست که من خوب عمل میکنم.
آیا روابط شما به طور خاص به دلیل تجربه شما تغییر کرده است؟
بله
آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
بله این تجربه در طول زندگی من ثابت شده است rather than having a specific memory of the event.
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
بله
آیا یک یا چند قسمت از تجربه شما وجود دارد که بهویژه برای شما معنیدار یا مهم باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
من می دانم که مواردی که ذکر کرده ام فوق العاده به نظر می رسند اما من اینها را ارائه می دهم تا ببینم آیا دیگرانی با تجربیات مشابه وجود دارند که بتوانید این را با هم مرتبط کنید تا حقیقتی درباره طبیعت وجود ما و غیره به دست آورید. می خواهم یک منطقه آخر را که در آن از طریق چگونگی آمدنم به اینجا به من هدیه داده شده ذکر کنم.
زمانی که احساس حالت خاص عشق/نور و صلح می کنم - آن زمانی است که من 'می دانم' چیزهایی را بیشتر از آنچه حس می کنم با پنج حس من. علاوه بر این، این به من اجازه داده است که به حیوانات کمک کنم - حتی به کوچکی یک پروانه! به عنوان مثال، والدین همسرم در حال تعقیب یک پروانه در خانه با یک روزنامه بودند. من ترس او را به وضوح حس کردم! ثابت ایستادم، انگشت خود را دراز کردم و به او گفتم: 'اشکالی ندارد. من به تو آسیب نخواهم زد.' او به انگشتم پرواز کرد و در حالی که به سمت در می رفتم و پرده را باز می کردم تا او پرواز کند، چسبیده بود. فک والدین همسرم پایین افتاد اما همسرم فقط لبخند زد.
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟
بله اعضای خانواده من متوجه شده اند که من اغلب اطلاعاتی دارم که نمی توانسته ام یاد بگیرم یا نباید می دانستم. همسرم می گوید من یک 'میله رعد و برق روحانی' هستم. می خندم!
آیا قبل از تجربه خود، دانش خاصی درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟
خیر
شما درباره واقعیت تجربهتان در کوتاه مدت (روزها تا هفتهها) بعد از وقوع آن چه اعتقادی داشتید؟
تجربه قطعاً واقعی بود
اکنون چه باوری درباره واقعیت تجربهتان دارید؟
تجربه قطعاً واقعی بود
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
خیر
آیا چیزی دیگری هست که بخواهید درباره تجربه خود اضافه کنید؟
امیدوارم که با وجود اینکه حافظه ذهنی از نزدیک به مرگ و ملاقات با کسی ندارم و غیره، شما آنچه را که من از زندگی/بدست آوردهام از طریق اینکه چگونه به اینجا آمدهام در نظر بگیرید تا ببینیم آیا شباهتهایی با کسانی که تجربیات NDE داشتند وجود دارد.
تقریباً فراموش کرده بودم ذکر کنم که در نقاط مختلف زندگیام تجربیات خارج از بدن (OBE) داشتهام. اینها تجربیات مثبتی نبودند و احساس میکردم تحت نوعی حمله معنوی هستم.
آیا سوالات دیگری وجود دارد که بتوانیم بپرسیم تا به شما در بیان تجربهتان کمک کنیم؟
خیر، متشکرم.