Oscar O

NDE مقیاس گریسون: 19
#5350

توضیحات تجربه

من در دریاچه در یک روز بسیار گرم تابستان شنا می‌کردم (در آن زمان شناگر خوبی نبودم و اکنون هم نیستم) و خسته شدم و فکر کردم که به اندازه کافی به ساحل نزدیک هستم که می‌توانم بایستم، اما بدون اینکه بدانم، یک شیب بسیار عمیق وجود داشت. پاهایم به کف دریاچه نمی‌رسید و به پایین می‌رفتم و شروع به تلاش برای بازگشت به سطح کردم و به زودی متوجه شدم که نمی‌توانم این کار را انجام دهم. از تلاش دست کشیدم و به بالا نگاه کردم و متوجه شدم که نوری را از انتهای تونل می‌بینم و سپس احساس آرامش کردم و هیچ دردی یا ناراحتی نبود. هرگز آن احساس را قبل یا بعد از غرق شدن نداشته‌ام. هرچه به تونل نزدیک‌تر می‌شدم، تاریک‌تر می‌شد و سپس کاملاً هیچ نوری نبود، تنها نبودن آن نور بود در حالی که از آن عبور می‌کردم. در آن لحظه بود که متوجه شدم چه چیزی دَیوید در مزمور ۲۳ توصیف کرده بود. من هیچ ترسی احساس نکردم چرا که به سمت درخشان‌ترین نوری که هرگز دیده‌ام حرکت می‌کردم. نه سوزانده می‌شدم و نه کور می‌شدم. سرانجام پس از آنچه ساعت‌ها سفر از طریق آن تونل به نظر می‌رسید، به نور رسیدم. قبل از نور ایستادم و ما شروع به گفتگو کردیم، نه به صورت کلامی، بلکه از طریق نوعی تله‌پاتی. همچنین متوجه شدم که به نظر می‌رسد در یک خلا احاطه شده‌ایم زیرا تنها چیزی که می‌توانستم ببینم نور بود و متوجه شدم که آن نور عیسی مسیح است. ما شروع به مرور زندگی‌ام قبل از غرق شدن کردیم. این بسیار شبیه به یکی از دستگاه‌های قدیمی سینما بود که یک صحنه ظاهر می‌شد و سپس ما درباره آن صحبت می‌کردیم و سپس صحنه دیگری ظاهر می‌شد و درباره آن نیز بحث می‌کردیم. به یاد دارم وقتی که در مقابل پدر بیولوژیکی‌ام بابت انجام یک کار نادرست ایستادم. احساس ترس و دلهره‌ای داشتم زیرا می‌دانستم که این وضعیت باعث می‌شود که تنبیه شوم. اما در این مرور با نور هرگز همان حس ترس را نداشتم، انگار به من نشان می‌دادند چه اتفاقی در آن صحنه افتاده و نتیجه آن چه بود. سپس نور شروع به نشان دادن آنچه در آینده‌ام قرار است اتفاق بیفتد به همان شیوه کرد که قبل از غرق شدن بود. می‌دانستم که باید به زندگی فعلی‌ام بازگردم و اگر به خودم بستگی داشت، می‌ماندم. سپس در کسری از ثانیه، از آب کشیده شدم و دوباره به این بعد برگشتم، کاملاً خوب و بدون عوارض جانبی از غرق شدن، انگار هیچ اتفاقی برای بدنم افتاده است. زندگی‌ام هرگز مانند قبل نبوده است. چند سال تفکر طول کشید تا بفهمم چه اتفاقی افتاده و اینکه زندگی‌ام چگونه از سایر افراد بسیار متفاوت به نظر می‌رسد. من هیچ ترسی از مرگ ندارم و منتظر روزی هستم که به نور بازگردم و دوباره آن آرامش و راحتی را تجربه کنم. همچنین به نظر می‌رسد که هدیه‌ای از دانش دارم که می‌توانم به سوال کسی درباره موضوعی که هرگز مطالعه نکرده‌ام یا چیزی درباره آن نمی‌دانم، پاسخ دهم. نمی‌دانم آیا این موضوع در میان افرادی که این تجربه را داشته‌اند رایج است یا نه. من فقط در حال آغاز بررسی این رویداد هستم اما شاید این است که پیش از وقوع رویدادها، معلوماتی به من داده شده است. من دو هفته پیش از بمب‌گذاری می‌دانستم که قرار است تلفات زیادی در اوکلاهما سیتی اتفاق بیفتد، اما دقیقاً نمی‌دانستم که چه چیزی قرار است رخ دهد. چیزهای زیادی در ذهن، بدن و روح من اتفاق افتاده است که به نظر می‌رسد سوالات بیشتری نسبت به پاسخ‌ها دارم و نمی‌دانم این دانش را از کجا جستجو کنم.

اطلاعات پس‌زمینه

Gender:
مرد
Date NDE Occurred:
اوت ۱۹۶۷

عناصر NDE

در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکننده‌ای به زندگی وجود داشت؟
خیر - غرق شدن 'رویداد تهدیدکننده زندگی، اما نه مرگ بالینی'
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی می‌کنید؟
شگفت‌انگیز
تجربه شامل
تجربه خارج از بدن
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شده‌اید؟
بله من به وضوح از بدنم خارج شدم و در بیرون از آن وجود داشتم
بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با آگاهی و هوشیاری روزمره‌ی شما مقایسه می‌شد؟
بیشتر از حالت عادی هوشیاری و آگاهی داشتم
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در تونل
آیا افکارتان سریع شده بود؟
به طرز فوق العاده ای سریع
آیا زمان به نظر می‌رسید که سریع‌تر یا کندتر از حد معمول می‌گذرد؟
همه چیز به طور همزمان اتفاق می افتاد؛ یا زمان متوقف شد یا تمام معنا را از دست داد هیچ حس زمانی وجود نداشت
آیا حواستان از حد معمول بیشتر زنده بودند؟
به طرز باور نکردنی بیشتر واضح بود
لطفاً دید خود را در طول تجربه با دید روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
بار دیگر تمام حواسم بیشتر از ۱۰۰% کار می‌کردند.
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
ما از طریق تله‌پاتی صحبت کردیم نه به صورت کلامی.
آیا به نظر می‌رسید از چیزهای دیگری که در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد آگاه بودید؟
بله، و واقعیت‌ها بررسی شده‌اند.
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
بله
آیا در تجربه‌تان موجوداتی را دیدید؟
من در واقع آنها را دیدم
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
خیر
تجربه شامل
تجربه شامل تیره‌گی بود
تجربه شامل
تجربه شامل نور بود
آیا نوری درخشان دیدید یا احساس کردید که با نوری درخشان محاصره شده‌اید؟
نوری که به وضوح از منبعی عرفانی یا دیگر جهانی بود
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
بله
آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شده‌اید؟
خیر
تجربه شامل
حس عاطفی قوی
چه احساسات دیگری را در طول تجربه احساس کردید؟
خوشحالی، آرامش و بدون درد یا ناراحتی.
آیا احساس آرامش یا دلپذیری داشتید؟
آرامش یا خوشایندی باورنکردنی
آیا احساس شادی داشتید؟
خوشحالی فوق العاده
آیا حس هماهنگی یا یکپارچگی با جهان را احساس کردید؟
احساس اتحاد یا یکی بودن با جهان
تجربه شامل
دانش خاص
آیا به‌طور ناگهانی بنظر می‌رسید همه چیز را می‌فهمیدید؟
همه چیز درباره‌ی جهان
تجربه شامل
بررسی زندگی
آیا صحنه‌هایی از گذشته به یادتان آمد؟
گذشته‌ام جلو چشمانم آمد، خارج از کنترل من
تجربه شامل
بینش آینده
آیا صحنه‌هایی از آینده به شما آمد؟
تصاویری از آینده جهان
آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدید؟
به مرزی رسیدم که اجازه عبور نداشتم؛ یا برخلاف اراده‌ام بازگردانده شدم

خدا، روحانیت و دین

آیا قبل از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟
مذهب من قبل از تجربه‌ام، پرستشگرایانه/بنیادگرا پرسبیترینی کمبرلند
آیا شیوه‌های مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟
بله من با دین‌های سازمان‌یافته مشکل دارم. این دین‌ها برای افرادی که به ساختار نیاز دارند خوب هستند اما شادی واقعی فهمیدن اینکه خالق ما در درون ما زندگی می‌کند و او می‌خواهد در همه جنبه‌های زندگی ما مشارکت داشته باشد را از دست می‌دهند.
اکنون دین شما چیست؟
محافظه‌کار/بنیادگرا هیچ‌کدام
آیا به دلیل تجربه‌تان در ارزش‌ها و باورهای خود تغییری داشتید؟
بله من با دین‌های سازمان‌یافته مشکل دارم. این دین‌ها برای افرادی که به ساختار نیاز دارند خوب هستند اما شادی واقعی فهمیدن اینکه خالق ما در درون ما زندگی می‌کند و او می‌خواهد در همه جنبه‌های زندگی ما مشارکت داشته باشد را از دست می‌دهند.
آیا به نظر می‌رسید با یک موجود یا حضور عرفانی مواجه شده‌اید یا صدایی ناشناس شنیده‌اید؟
من یک موجود مشخص یا صدایی واضح با منشأ عرفانی یا غیرزمینی را ملاقات کردم
آیا ارواح مردگان یا روحانیان را دیدید؟
من واقعاً آنها را دیدم

در مورد زندگی‌های دنیوی ما غیر از دین

در طی تجربه‌تان، آیا دانش ویژه یا اطلاعاتی درباره هدف خود به دست آوردید؟
بلی من دانش چیزهایی را دارم که نه مطالعه کرده‌ام و نه پیش از آن درباره‌شان دانسته‌ام.
آیا روابط شما به طور خاص به دلیل تجربه شما تغییر کرده است؟
نامشخص من به نظر می‌رسد که به توجه فردی نیازی ندارم. بیشتر به نیاز به ارتباط با کل جهان احساس نیاز می‌کنم.

پس از NDE

آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
خیر
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
نامشخص من یک هدیه دانش دارم و هنوز همه‌چیزهایی که برایم پیش می‌آید را به طور کامل بررسی نکرده‌ام.
آیا یک یا چند قسمت از تجربه شما وجود دارد که به‌ویژه برای شما معنی‌دار یا مهم باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
دانش اینکه من به عقب فرستاده می‌شوم تا به دیگران کمک کنم و دانستن اینکه وقتی زمانم در این بعد تمام شود، بعد بعدی معنادارتر از آن است که کلمات بتوانند توصیف کنند.
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟
بله، 8 سال بعد. آنها شگفت‌زده شدند و به نظر می‌رسید که می‌خواهند بیشتر درباره آن بعد و نوری که با آن صحبت کردم، بیاموزند.
آیا قبل از تجربه خود، دانش خاصی درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟
خیر
شما درباره واقعیت تجربه‌تان در کوتاه مدت (روزها تا هفته‌ها) بعد از وقوع آن چه اعتقادی داشتید؟
تجربه به‌طور قطع واقعی بود، واقعاً نمی‌دانم چگونه آن را توضیح دهم.
اکنون چه باوری درباره واقعیت تجربه‌تان دارید؟
تجربه به‌طور قطع واقعی بود. حتی اکنون بیشتر زندگی‌ام احساس انزوا کرده‌ام، گویی اینجا هستم اما قسمتی از ذهنم جای دیگری است. گویی به طور همزمان به دو مکان متصل هستم.
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
خیر
آیا چیزی دیگری هست که بخواهید درباره تجربه خود اضافه کنید؟
من یاد گرفتم که می‌توانیم بدون توجه به نژاد یا مذهب خود در کنار یکدیگر در صلح زندگی کنیم. در آینده نزدیک قادر خواهیم بود تمام بیماری‌ها را درمان کنیم و با دانشی که به دست می‌آوریم، قادر خواهیم بود گرمایش جهانی را متوقف کنیم. باید متوجه باشیم که جهان در حال حاضر برای بقا خود در حال انجام تنظیمات است. حرص و طمع رهبران جهان بزرگ‌ترین مانع برای صلح و هماهنگی در این جهان است. کودکان این نسل با توانایی‌های بیشتری در ESP و دیگر هدایای ذهنی به دنیا می‌آیند. خالق ما اجازه نخواهد داد نژادهای دیگر از جهان‌ها تا زمانی که به صلح بین تمام مردم نرسیم، به این سیاره بیایند.