من بیمار بودم و قرار بود کیسه صفرایم را بردارند زیرا تصور میشد که این مشکل است. پزشکم به تازگی از تلفن صحبت کرده بود و من به او گفتم که احساس میکنم دارم بیهوش میشوم. نشستم و یک سطل کوچک زباله را با خون پر کردم. توانستم کتام را بپوشم و به وسیله همسرم برسم که در صندلی جلو سقوط کردم. روزی سرد و خاکستری در زمستان بود، اما یادم میآید که آسمان آبی زیبایی را دیدم.
به یاد دارم که به طور مبهمی به اتاق اورژانس رسیدم و پرستاران سعی میکردند مرا به ویلچر ببرند. در آن زمان بود که احساس غیرقابل توصیفی از آرامش بر من مستولی شد. یادم میآید که به پایین نگاه میکردم و عینکهایم را در صندلی ویلچر دیدم و تعجب کردم که چطور توانستم این کار را بکنم. هیچ دردی احساس نمیکردم. سپس یادم میآید که همسرم در صندلی نشسته بود. من صورتش را در دستانم گرفتم و او در حال گریه بود.
سپس نمیدانم کجا بودم، اما رنگی بسیار، بسیار شدید آبی بود. از وجودی آگاه بودم که بدون استفاده از کلمات با من صحبت میکرد. اگرچه آن وجود را نمیدیدم، اما احساس میکردم مرد است. به من گفت که همه چیز خوب خواهد بود. سعی کردم اعتراض کنم و گفتم که صورتحسابهایی دارم، همسری و کودکانی دارم. دوباره، انگار آن فکرها نه میتوانند اتفاق بیفتند.
احساسی از عشق بیقید و شرط داشتم و گویا ناگهان همه چیز را میدانستم. میدانستم که ما اینجا هستیم تا به یکدیگر کمک کنیم و یکدیگر را دوست داشته باشیم. چیزهای بدی که اتفاق میافتند به این دلیل است که ما اراده آزاد داریم و انتخاب با خود ماست که از آن چه بسازیم. بعد از اینکه در این زندگی عبور کردیم، هیچ قضاوتی علیه شما وجود ندارد، فارغ از اینکه در این زندگی چه کردهاید.
به یاد دارم که با یکی از شوهران سابقم که چند ماه قبل از سرطان مرده بود صحبت کردم. 'بله' میدانم که او بود. ازدواج ما خوب نبود و این لطف است. شوهر سابقم با من صحبت کرد و گفت، 'ما قرار داریم...' پاسخ من این بود، 'با تو؟ هرگز!' آن زمان بود که به زندگی بر گشتم.
پسرم در یک سمت من و دخترم در سمت دیگر بود. بعد از ترخیص از بیمارستان تلاش کردم به همسرم بگویم چه اتفاقی افتاده، اما او تنها میتوانست گریه کند. او به من گفت که میدانسته من رفتهام. از او پرسیدم که چقدر بدون نشانههای زندگی بودهام. او گفت که حدود ۱۵ تا ۳۰ دقیقه بوده است.
Gender:
زن
Date NDE Occurred:
12/10/2014
در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکنندهای به زندگی وجود داشت؟
بله بیماری. رویداد تهدید کننده زندگی، اما نه مرگ بالینی.
من دچار خونریزی گوارشی از یک زخم خونریزی دهنده شدم. من فشار خون نداشتم و انتظار نمیرفت که زنده بمانم.
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی میکنید؟
کاملاً لذت بخش
تجربه شامل
تجربه خارج از بدن
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شدهاید؟
بله. میتوانستم صدای پرستاران را بشنوم که به من میگفتند بیدار شوم و صدای همسرم را که گریه میکرد میشنیدم.
آگاهی من از بدنم را از دست دادم.
بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با آگاهی و هوشیاری روزمرهی شما مقایسه میشد؟
آگاهی و هوشیاری عادی این خیلی بالاتر بود.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
در کل زمان
آیا افکارتان سریع شده بود؟
خیر
آیا زمان به نظر میرسید که سریعتر یا کندتر از حد معمول میگذرد؟
خیر
آیا حواستان از حد معمول بیشتر زنده بودند؟
بیشتر از حد معمول واضح تر بود
لطفاً دید خود را در طول تجربه با دید روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
انگار صد برابر بزرگتر شده بود.
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
هیچ تفاوتی وجود نداشت
آیا به نظر میرسید از چیزهای دیگری که در جاهای دیگر اتفاق میافتد آگاه بودید؟
خیر
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
خیر
تجربه شامل
حضور افراد متوفی
آیا در تجربهتان موجوداتی را دیدید؟
نه
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
نه
تجربه شامل
پوچی
تجربه شامل
تاریکی
آیا نوری درخشان دیدید یا احساس کردید که با نوری درخشان محاصره شدهاید؟
خیر
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
خیر
آیا به نظر میرسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شدهاید؟
مکانی ناآشنا و عجیب بود، رنگ آبی زیبا با رنگهای مختلف. شبیه چیزی بود که میتوانم با عمق فضا مقایسه کنم
تجربه شامل
تنوع عاطفی شدید
چه احساسات دیگری را در طول تجربه احساس کردید؟
احساس آرامش، عشق و بخشش کردم.
آیا احساس آرامش یا دلپذیری داشتید؟
صلح یا خوشی شگفتانگیز
آیا احساس شادی داشتید؟
شادی شگفتانگیز
آیا حس هماهنگی یا یکپارچگی با جهان را احساس کردید؟
احساس اتحاد یا یکپارچگی با جهان
تجربه شامل
دانش یا هدف خاص
آیا بهطور ناگهانی بنظر میرسید همه چیز را میفهمیدید؟
همه چیز دربارهی جهان. بهنظر میرسید من بهطور ناگهانی همه چیز را درک کرده و میدانستم. میدانستم چرا ما اینجا هستیم، میدانستم کجا خواهم رفت، و میدانستم مرگ پایان نیست.
آیا صحنههایی از گذشته به یادتان آمد؟
نه
آیا صحنههایی از آینده به شما آمد؟
نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
نه
قبل از تجربهتان، برای زندگی مذهبی/روحانیتان چه اهمیتی قائل بودید؟
برای من مهم نبود
آیا قبل از تجربهتان چه دینی داشتید؟
بیدین - ملحد هرگز به واقعیت عیسی اعتقاد نداشتم یا اینکه چیزی در کتاب مقدس واقعی باشد
آیا شیوههای مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟
نه
پس از تجربهتان، برای زندگی مذهبی/روحانیتان چه اهمیتی قائل هستید؟
برای من مهم نیست
اکنون دین شما چیست؟
غیر وابسته - بیخدا
آیا تجربه شما شامل ویژگیهایی بود که با باورهای دنیوی شما سازگار باشد؟
محتوایی که کاملاً با باورهای شما در زمان تجربهتان ناسازگار بود
آیا به دلیل تجربهتان در ارزشها و باورهای خود تغییری داشتید؟
نه
تجربه شامل
وجود موجودات غیر زمینی
آیا به نظر میرسید با یک موجود یا حضور عرفانی مواجه شدهاید یا صدایی ناشناس شنیدهاید؟
من موجودی مشخص را ملاقات کردم، یا صدایی که به وضوح از منبعی عرفانی یا غیرزمینی بود. یک موجود مرد صحبت کرد بدون کلمات
آیا ارواح مردگان یا روحانیان را دیدید؟
خیر
آیا با موجوداتی مواجه شدید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با نام توصیف شدهاند؟ (مثلاً: عیسی، محمد، بودا، و غیره؟)
خیر
در طی تجربهتان، آیا اطلاعاتی درباره وجود خدا به دست آوردید؟
خیر
در طی تجربهتان، آیا اطلاعاتی درباره ارتباط جهانی یا یگانگی به دست آوردید؟
نه
آیا قبل از تجربه خود به وجود خداوند باور داشتید؟
خدا وجود ندارد
در طی تجربهتان، آیا اطلاعاتی درباره وجود خدا به دست آوردید؟
بله، شخصی که به من خوشامد گفت موجودی عالی بود.
آیا پس از تجربه خود به وجود خداوند باور دارید؟
نامشخص
در طی تجربهتان، آیا دانش ویژه یا اطلاعاتی درباره هدف خود به دست آوردید؟
نه
آیا قبل از تجربهتان معتقد بودید که زندگیهای زمینی ما معنادار و با اهمیت هستند؟
بیمعنا و غیرمؤثر هستند
در طی تجربهتان، آیا اطلاعاتی درباره معنی زندگی به دست آوردید؟
بله ما در اینجا هستیم تا رشد کنیم، عشق ورزیم و به یکدیگر کمک کنیم
آیا قبل از تجربه خود به زندگی پس از مرگ باور داشتید؟
من در مورد وجود زندگی پس از مرگ مطمئن نبودم
آیا پس از تجربه خود به زندگی پس از مرگ باور دارید؟
زندگی پس از مرگ قطعاً وجود دارد بله شما فقط میدانید که وجود دارد
آیا قبل از تجربه خود از مرگ میترسیدید؟
من کمی از مرگ میترسیدم
آیا پس از تجربهتان از مرگ میترسید؟
من از مرگ نمیترسم
قبل از تجربهتان، آیا در زندگیتان ترس داشتید؟
در زندگی زمینیام ترسی نداشتم
پس از تجربهتان، آیا در زندگیتان ترس داشتید؟
در زندگی زمینیام ترسی نداشتم
آیا قبل از تجربهتان معتقد بودید که زندگیهای زمینی ما معنادار و با اهمیت هستند؟
بیمعنی و غیرمهم هستند
آیا پس از تجربهتان معتقد بودید که زندگیهای زمینی ما معنادار و با اهمیت هستند؟
احتمالاً معنادار و مهم هستند
آیا اطلاعاتی درباره چگونگی زندگی کردن به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره سختیها، چالشها و دشواریهای زندگی به دست آوردید؟
نه
قبل از تجربهتان، آیا انسان مهربانی بودید؟
بسیار نسبت به دیگران مهربان بودم
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره عشق به دست آوردید؟
بله عشق آغاز، میانه و پایان است.
پس از تجربهتان، آیا انسان مهربانی بودید؟
نسبت به دیگران مهربان نبودم
چه تغییراتی در زندگی شما پس از تجربهتان رخ داد؟
تغییری در زندگی من رخ نداد. من در زمان مرگ کسی نمیتوانم ناراحت باشم. میدانم که جایی که آنها میروند خیلی بهتر از این جاست.
آیا روابط شما به طور خاص به دلیل تجربه شما تغییر کرده است؟
خیر
آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
بله من نمیدانستم که آیا واقعاً اتفاق افتاده است و احساسات فراتر از توصیف بودند
چقدر دقیق تجربه خود را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داد به خاطر دارید؟
من این تجربه را به همان دقتی که سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه اتفاق افتادند به خاطر دارم.
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
خیر
آیا یک یا چند قسمت از تجربه شما وجود دارد که بهویژه برای شما معنیدار یا مهم باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
فقط احساس طاقتفرسای آرامش
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟
بله وقتی از بیمارستان بیرون آمدم، به نوهام گفتم. او بسیار حمایتی بود و «نه» او هیچ تاثیری روی من نداشت
آیا قبل از تجربه خود، دانش خاصی درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟
خیر
شما درباره واقعیت تجربهتان در کوتاه مدت (روزها تا هفتهها) بعد از وقوع آن چه اعتقادی داشتید؟
تجربه قطعاً واقعی بود. زیرا احساس کاملاً واقعی بود
اکنون چه باوری درباره واقعیت تجربهتان دارید؟
تجربه قطعاً واقعی بود. احساسات من حتی با وجود اینکه دو سال گذشته، تغییر نکرده است
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
نه
آیا چیزی دیگری هست که بخواهید درباره تجربه خود اضافه کنید؟
نه