Melissa B

FDE مقیاس گریسون: 8
#9742

توضیحات تجربه

وقتی ۲۵ ساله بودم، شبی از محل کار به خانه Driving می‌کردم. در آن زمان در لس آنجلس زندگی می‌کردم. در بولوار سانست در حال Driving به سمت غرب به سمت آپارتمانم در برنت‌وود بودم. برای کسانی که با این ناحیه آشنا نیستند، قسمتی از بولوار سانست نزدیک UCLA وجود دارد که بسیار پیچ در پیچ است. این جاده دو لاین در هر طرف دارد و هیچ شانه‌راهی ندارد. ساعت ۸:۳۰ شب شنبه بود، بنابراین مقداری ترافیک وجود داشت. من در حال Driving بودم و ناگهان حدود ۵۰ فوت جلوتر یک ماشین دیدم که به درب مسافر نگاه می‌کردم. یک ماشین از کنترل خارج شده و در لاین من به صورت عمود قرار گرفته بود. وقت نداشتم که توقف کنم. به سمت راست نگاه کردم و دیدم که یک ماشین در کنارم است و هیچ جا برای رفتن ندارم. به طور غریزی خودرویم را به سمت راست چرخاندم. وقتی ماشین اول را دور زدم، آن را به طور کامل به سمت چپ چرخاندم، هنوز در تلاش برای اجتناب از ماشین دوم بودم.

در حین وقوع این اتفاقات، یاد زمانی با مادرم در دیزنی‌ورلد وقتی ۳ ساله بودم، افتادم. این یادآوری همواره برای من نبوده است. بخش‌هایی از آن سفر را به طور مبهم به یاد می‌آورم، اما این یادآوری یکی از آن‌ها نبود. آن لحظه متوجه شدم که زندگی‌ام دمی در مقابل چشمانم در حال گذر است و دارم می‌میرم. هر قسمت از من می‌دانست که دارم می‌میرم. شروع به جیغ زدن کردم، تا به امروز نمی‌دانم آیا چیزی به زبان آوردم یا همه‌اش در ذهنم بود. فریاد زدم "نه، نه این ناعادلانه است. هنوز تمام نشده‌ام!"، در حالی که به این طرف و آن طرف در بولوار سانست می‌رفتم. ناگهان ماشینم را متوقف کردم و اکنون به صورت عمود در لاین مخالف ترافیک قرار داشتم.

به اطراف نگاه کردم و هیچ ماشین تکان نخورده‌ای نبود. مثل این بود که همه چیز پاک شده است. ماشینم را به حالت دنده عقب گذاشتم و به سمت خانه ادامه دادم. در بقیه مسیر، حتی یک ماشین ندیدم. در آن لحظه تنها ۵ دقیقه تا خانه فاصله داشتم، اما بولوار سانست در شب شنبه کاملاً خالی بود. به آپارتمانم رسیدم و در خیابان پارک کردم. هیچ شخصی را ندیدم. در حین پیاده‌روی به سمت آپارتمانم به این نتیجه رسیدم که مرده‌ام و به خاطر اینکه "نه" گفتم، در یک حالتعبر هستم.

هرگز به شدت نمی‌خواستم هم‌اتاقی‌ام درخانه باشد، متاسفانه او نبود. با یکی از دوستان نزدیکم تماس گرفتم و گفتم: "باید ازت چند سؤال بپرسم. لطفاً فقط به من پاسخ بده و بعد توضیح می‌دهم." از او پرسیدم نامم چیست، سنم چقدر است، در کدام شهر زندگی می‌کنیم و تاریخ چه روزی است. بدیهی بود که او بسیار نگران شد. توضیح دادم که فکر می‌کنم مرده‌ام و مطمئن نیستم که واقعاً با او در تماس باشم. او سعی کرد به من convince کند که زنده‌ام و همه چیز خوب است.

هیچ راه ریاضی برای فرار از آن وجود نداشت. هیچ جایی برای ماشین سمت راست وجود نداشت.

این لحظه تمام زندگی‌ام را تعقیب کرده است. بارها به وجودم شک کرده‌ام. پرسیده‌ام آیا "زندگی‌ام" بعد از آن یک سفر مرگ بسیار دقیق بوده و واقعاً من در بولوار سانست در حال خونریزی در سال ۲۰۰۴ دراز کشیده‌ام.

اطلاعات پس‌زمینه

Gender:
زن
Date NDE Occurred:
۱۰/۲۰۰۴

عناصر NDE

در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکننده‌ای به زندگی وجود داشت؟
بله حادثه دیگر من خوب بودم. من کاملاً از آن فرار کردم. من تقریباً در یک حادثه وحشتناک بودم که به نظر می‌رسید هیچ راهی برای فرار وجود ندارد.
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی می‌کنید؟
کاملاً ناراحت‌کننده
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شده‌اید؟
خیر خیر
بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با آگاهی و هوشیاری روزمره‌ی شما مقایسه می‌شد؟
بیداری و آگاهی بیشتری نسبت به حالت عادی من بسیار آگاه بودم که زمان چقدر آرام می‌گذرد. من کاملاً مطمئن بودم که قرار است بمیرم. همه چیز در بدن، ذهن و روح من می‌دانست که قرار است بمیرم. هرگز به هیچ چیزی این‌قدر مطمئن نبودم.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
پس از اینکه زندگی‌ام در جلوی چشمانم به نمایش درآمد.
آیا افکارتان سریع شده بود؟
به طرز حیرت‌انگیزی سریع
آیا زمان به نظر می‌رسید که سریع‌تر یا کندتر از حد معمول می‌گذرد؟
زمان به نظر می‌رسید که سریع‌تر یا کندتر از معمول می‌گذرد هر میلی‌ثانیه همچون یک ساعت احساس می‌شد.
آیا حواستان از حد معمول بیشتر زنده بودند؟
به طرز حیرت‌انگیزی زنده‌تر
لطفاً دید خود را در طول تجربه با دید روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
هیچ تغییری در بینایی خود را به خاطر نمی‌آورم.
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
نمی‌دانم.
آیا به نظر می‌رسید از چیزهای دیگری که در جاهای دیگر اتفاق می‌افتد آگاه بودید؟
خیر
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
خیر
آیا در تجربه‌تان موجوداتی را دیدید؟
خیر
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
خیر
آیا نوری درخشان دیدید یا احساس کردید که با نوری درخشان محاصره شده‌اید؟
خیر
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
خیر
آیا به نظر می‌رسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شده‌اید؟
مکانی ناآشنا و عجیب بود. من در همان مکان بودم اما عجیب بود. حس می‌کردم متفاوت است. همهٔ دیگر افراد ناپدید شدند، من در کائنات کاملاً تنها بودم.
چه احساسات دیگری را در طول تجربه احساس کردید؟
ترس، خشم، غم. من آماده رفتن نبودم
آیا احساس آرامش یا دلپذیری داشتید؟
نه
آیا احساس شادی داشتید؟
نه
آیا حس هماهنگی یا یکپارچگی با جهان را احساس کردید؟
نه
آیا به‌طور ناگهانی بنظر می‌رسید همه چیز را می‌فهمیدید؟
نه
آیا صحنه‌هایی از گذشته به یادتان آمد؟
گذشته‌ام فوری مقابل چشمانم قرار گرفت، خارج از کنترل من. من یک خاطره از سفری به دیزنی‌ورلد با مادرم در سن ۳ سالگی داشتم. این یک خاطره‌ای نبود که قبلاً داشته باشم. این کاملاً جدید بود.
آیا صحنه‌هایی از آینده به شما آمد؟
نه
آیا به مرز یا نقطه‌ای بدون بازگشت رسیدید؟
نه

خدا، روحانیت و دین

آیا قبل از تجربه‌تان چه دینی داشتید؟
مسیحی - کاتولیک
آیا شیوه‌های مذهبی شما از زمان تجربه‌تان تغییر کرده است؟
بله حالا من بیشتر بودایی هستم تا هر مذهب دیگری. مدیتیشن به یک عمل روزانه برای من تبدیل شده است. خوب بودن یک نفر اولویت شماره 1 من در این زندگی شده است.
اکنون دین شما چیست؟
بودایی
آیا تجربه شما شامل ویژگی‌هایی بود که با باورهای دنیوی شما سازگار باشد؟
محتوایی که هم سازگار و هم ناسازگار با باورهایی بود که در زمان تجربه خود داشتم. من در یک خانواده کاتولیک بزرگ شدم، بنابراین آنچه که اتفاق افتاد در آن چهارچوب جا نمی‌گرفت. من تازه شروع به مطالعه متافیزیک کرده بودم، بنابراین ذهنم به ایده‌های جدید باز می‌شد. با اینکه من کاتولیک بزرگ شده‌ام، همیشه به تناسخ ایمان داشتم، از زمانی که به خاطر می‌آورم. این هرگز یک انتخاب نبوده است. همیشه فکر می‌کردم که اینگونه کار می‌کند، حتی در دوران کودکی.
آیا به دلیل تجربه‌تان در ارزش‌ها و باورهای خود تغییری داشتید؟
بله همان‌طور که قبلاً گفتم، این تجربه دیدگاه من را نسبت به همه چیز تغییر داد. جایگاه من در دنیا زیر و رو شد.
آیا به نظر می‌رسید با یک موجود یا حضور عرفانی مواجه شده‌اید یا صدایی ناشناس شنیده‌اید؟
خیر
آیا ارواح مردگان یا روحانیان را دیدید؟
خیر
آیا با موجوداتی مواجه شدید که قبلاً روی زمین زندگی می‌کردند و در ادیان با نام توصیف شده‌اند؟ (مثلاً: عیسی، محمد، بودا، و غیره؟)
خیر
در طی تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی درباره وجود خدا به دست آوردید؟
نه
در طی تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی درباره ارتباط جهانی یا یگانگی به دست آوردید؟
نه
در طی تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی درباره وجود خدا به دست آوردید؟
نه

در مورد زندگی‌های دنیوی ما غیر از دین

در طی تجربه‌تان، آیا دانش ویژه یا اطلاعاتی درباره هدف خود به دست آوردید؟
نه
در طی تجربه‌تان، آیا اطلاعاتی درباره معنی زندگی به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟
نه
آیا اطلاعاتی درباره چگونگی زندگی کردن به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره سختی‌ها، چالش‌ها و دشواری‌های زندگی به دست آوردید؟
نه
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره عشق به دست آوردید؟
نه
چه تغییراتی در زندگی شما پس از تجربه‌تان رخ داد؟
تغییرات متوسطی در زندگی من رخ داد. متوجه شدم هیچ چیزی مانند آنچه فکر می‌کردم کار نمی‌کند. این موضوع درک من از همه چیز را تغییر داد.

پس از NDE

آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
نه
چقدر دقیق تجربه خود را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داد به خاطر دارید؟
من این تجربه را بیشتر از دیگر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داده، به یاد دارم. من همه جزئیات آن تجربه را به خوبی به یاد دارم، انگار دیروز اتفاق افتاده است. به جز شغل و هم‌اتاقی‌ام در آن زمان، جزئیات روزمره آن زمان از زندگی‌ام را به یاد ندارم.
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
نه
آیا یک یا چند قسمت از تجربه شما وجود دارد که به‌ویژه برای شما معنی‌دار یا مهم باشد؟ لطفاً توضیح دهید.
این واقعیت که من 'نه' گفتم. من هیچ ایده‌ای نداشتم که اراده‌ام برای زندگی تا این حد قوی است و همچنین متوجه نشدم که گاهی اوقات ما در مورد مرگ گزینه‌ای داریم.
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشته‌اید؟
بله. چند نفر را که بلافاصله گفتم. مطمئن نیستم که آیا به من باور داشتند یا نه. می‌دانم که آنها باور داشتند من به آن باور دارم. اکنون بیشتر مردم به من باور دارند. یک بیداری در حال وقوع است و بسیاری از مردم از سال 1994 بسیار آزاداندیش‌تر هستند.
آیا قبل از تجربه خود، دانش خاصی درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟
بله هیچ دانش شخصی نداشتم، اما داستان های دیگران درباره تجربیات نزدیک به مرگ را شنیده بودم.
شما درباره واقعیت تجربه‌تان در کوتاه مدت (روزها تا هفته‌ها) بعد از وقوع آن چه اعتقادی داشتید؟
تجربه واقعا واقعی بود این موضوع مرا آزار می داد. نمی توانستم از فکر کردن به آن دست بردارم. به شدت می خواستم بفهمم چرا آن شب نمردم، چه چیزی مرا از آن سرنوشت نجات داد.
اکنون چه باوری درباره واقعیت تجربه‌تان دارید؟
تجربه واقعا واقعی بود اکنون به فیزیک کوانتومی اعتقاد دارم، بنابراین فکر می کنم به یک وجود موازی پریدم و واقعاً در آن زمان خط زمانی مرده بودم.
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
خیر
آیا چیزی دیگری هست که بخواهید درباره تجربه خود اضافه کنید؟
خیر