Wes C
مقیاس گریسون: 14
#33050
- کشور ایالات متحده
- جنسیت M
- سن Adult
- تاریخ تجربه شده 4/20/2025
- تاریخ ارسال 6/19/2025
توضیحات تجربه
همسرم، همزات روحم، بهترین دوستم و همه چیز من، در فوریه ۲۰۲۵ در یک سانحه رانندگی دلخراش تنها پنج دقیقه دورتر از خانه درگذشت.
آن روز من خارج از شهر بودم و با دیدن مقالهای خبری در مورد تصادف او از خواب بیدار شدم. آخرین باری که با او صحبت کردم بیست دقیقه قبل از وقوع حادثه بود، وقتی که با دوستی در یک بار مشغول نوشیدن بودم. آن روز کاملاً خودم را از دست دادم. پانزده سال زندگی مشترک، همه در یک چشم بر هم زدن ناپدید شد. دو هفته در بخش مراقبتهای ویژه کنارش ماندم، جایی که روی تخت با آسیب شدید مغزی دراز کشیده بود. بعد از عملهای جراحی بیشمار، اجازه قطع دستگاه مراقبت را دادم و در حالی که آخرین نفسهایش را میکشید، او را از دست دادم.
مطمئن نیستم چه بناممش، اما یک شب مقداری قرص مخدر از یکی از آشنایان خریداری کردم و با مقدار زیادی الکل مصرف کردم. آن شب چندین بار دچار قطع تنفس (افسردگی تنفسی) شدم و حس میکردم به جایی دیگر سفر میکنم.
ناگهان احساس عجیبی از خارج شدن از بدنم و شناور شدن در بالای تختم در اتاق خوابم داشتم. همه چیز دقیقاً همانطور به نظر میرسید، با اینکه چشمهایم بسته بود و در حالت بیهوشی بودم. از در اتاق خوابم رد شدم و در اتاق پذیرایی پرواز کردم، که حسی شگفتانگیز بود. سبکبار، رها از جسمم و کاملاً هوشیار بودم. دوباره به اتاق خواب برگشتم، در تشک فرو رفتم و حس کردم با آن یکی شدهام. انگار جوهر وجودم با اتمهای ماده درهم آمیخته بود و ما به هم متصل بودیم. حضور دیگری را در اتاق پشت سرم حس کردم و نگاهم را به طرف تخت برگرداندم.
چهرهای کمکم ظاهر شد؛ ابتدا پاها، سپس ساقها و بعد رانها. ترسی عمیق مرا فراگرفت. وقتی سرش نمایان شد، وحشتآور به نظر میرسید، شبیه به دیو یا موجودی از فیلمهای ترسناک. سریعاً به عیسی مسیح دعا کردم و گفتم: "لطفاً کمکم کن." ناگهان چهرهاش تغییر کرد و پر از نور شد؛ عیسی بود! ظاهرش متفاوت از تصاویر کلیسا یا تلویزیون بود. موهایش کوتاه و فر بود و لبخندی فوقالعاده داشت. ردایی بر تن داشت و هالهای از نور او را احاطه کرده بود. به من چشمک زد و پروانهای کوچک از شانهاش به سمت من پرواز کرد. همسر sweet و درگذشتم روی بال پروانه نشسته بود و با شادترین حالتی که تا بهحال دیده بودم به من لبخند میزد. در لحظهای که چهرهاش را دیدم، با نفسنفس زدن از خواب بیدار شدم.
هرگز نخواهم فهمید چقدر به مرگ نزدیک بودم، چون آن شب در خانه تنها بودم. اما ترکیب مخدرها، وقفه تنفسی در خواب و الکل بسیار خطرناک بود. با این حال، برای آن تجربه سپاسگزارم، چون به من امید میدهد که همسر زیبایم کنار عیسی است و منتظر است تا وقتی زمانش رسید، مرا به بهترین سفر زندگیام ببرد.
اطلاعات پسزمینه
جنسیت
مرد
تاریخ وقوع تجربه نزدیک به مرگ
4/20/2025
عناصر تجربه نزدیک به مرگ
در زمان تجربه شما، آیا رویداد تهدیدکنندهای به زندگی وجود داشت؟
نامشخص، اقدام به خودکشی، مصرف بیش از حد دارو یا مواد مخدر، رویداد تهدید کننده زندگی، اما نه مرگ بالینی
چگونه محتوا تجربه خود را ارزیابی میکنید؟
هم دلپذیر و هم پریشان کننده
آیا احساس کردید از بدنتان جدا شدهاید؟
من به وضوح بدنم را ترک کردم و خارج از آن وجود داشتم
بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری شما در طول تجربه چگونه با آگاهی و هوشیاری روزمرهی شما مقایسه میشد؟
آگاهی و هوشیاری بیش از حد معمول، زمانی که وارد تجربه خروج از بدن شدم معتاد به مواد مخدر و مست الکل بودم و در طول تجربه کاملاً هوشیار و sober بودم.
در چه زمانی از تجربه، در بالاترین سطح آگاهی و هوشیاری خود بودید؟
وقتی که در تمام طول تجربه خروج از بدن از جسم خود خارج شده بودم.
آیا افکارتان سریع شده بود؟
سریعتر از معمول
آیا زمان به نظر میرسید که سریعتر یا کندتر از حد معمول میگذرد؟
به نظر میرسید همه چیز به طور همزمان اتفاق میافتد؛ یا زمان متوقف شده یا تمام معنای خود را از دست داده است، در این تجربه هیچ احساسی از زمان وجود نداشت.
آیا حواستان از حد معمول بیشتر زنده بودند؟
واضحتر از معمول
لطفاً دید خود را در طول تجربه با دید روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
بینایی من بسیار زنده و واضح بود
لطفاً شنوایی خود را در طول تجربه با شنوایی روزمره خود که بلافاصله قبل از زمان تجربه داشتید مقایسه کنید
به نظر میرسید که زیاد چیزی نمیشنوم. همه چیز بصری، دانستن و آگاهی بود.
آیا به نظر میرسید از چیزهای دیگری که در جاهای دیگر اتفاق میافتد آگاه بودید؟
نه
آیا وارد تونل شدید یا از آن عبور کردید؟
نه
آیا در تجربهتان موجوداتی را دیدید؟
من واقعاً آنها را دیدم
آیا با موجودات متوفی (یا زنده) مواجه شدید یا از آنها آگاه شدید؟
بله، همسر فوت شده.
آیا نوری درخشان دیدید یا احساس کردید که با نوری درخشان محاصره شدهاید؟
خیر
آیا نوری غیر زمینی دیدید؟
خیر
آیا به نظر میرسید که وارد دنیای دیگر و غیر زمینی شدهاید؟
خیر
چه احساساتی durante تجربه داشتید؟
در ابتدا ترس احساس کردم، و سپس پس از دیدن عیسی و همسر فوت شده ام، شادی فراوانی احساس کردم.
آیا احساس آرامش یا دلپذیری داشتید؟
تسکین یا آرامش
آیا احساس شادی داشتید؟
شادی
آیا حس هماهنگی یا یکپارچگی با جهان را احساس کردید؟
احساس وحدت یا یگانگی با جهان داشتم
آیا بهطور ناگهانی بنظر میرسید همه چیز را میفهمیدید؟
خیر
آیا صحنههایی از آینده به شما آمد؟
نه
آیا به مرز یا نقطهای بدون بازگشت رسیدید؟
نه
خدا، روحانیت و دین
آیا قبل از تجربهتان چه دینی داشتید؟
مسیحی- پروتستان
آیا شیوههای مذهبی شما از زمان تجربهتان تغییر کرده است؟
نه
اکنون دین شما چیست؟
مسیحی- پروتستان
آیا تجربه شما شامل ویژگیهایی بود که با باورهای دنیوی شما سازگار باشد؟
محتواهایی که کاملاً با باورهایی که شما در زمان تجربه خود داشتید سازگار بود، من به عنوان یک مسیحی بزرگ شدم اما همیشه شک داشتم که چیزی بعد از این زندگی وجود دارد.
آیا به دلیل تجربهتان در ارزشها و باورهای خود تغییری داشتید؟
خیر
آیا به نظر میرسید با یک موجود یا حضور عرفانی مواجه شدهاید یا صدایی ناشناس شنیدهاید؟
من با یک موجود قطعی روبرو شدم، یا صدایی که به وضوح از منشأ عرفانی یا فرازمینی بود، عیسی مسیح.
آیا با موجوداتی مواجه شدید که قبلاً روی زمین زندگی میکردند و در ادیان با نام توصیف شدهاند؟ (مثلاً: عیسی، محمد، بودا، و غیره؟)
بله، عیسی مسیح.
در طی تجربهتان، آیا اطلاعاتی درباره ارتباط جهانی یا یگانگی به دست آوردید؟
بله، وقتی خارج از بدنم بودم احساس کردم به همه چیز متصل هستم.
در مورد زندگیهای دنیوی ما غیر از دین
در طی تجربهتان، آیا دانش ویژه یا اطلاعاتی درباره هدف خود به دست آوردید؟
خیر
در طی تجربهتان، آیا اطلاعاتی درباره معنی زندگی به دست آوردید؟
خیر
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره زندگی پس از مرگ به دست آوردید؟
بله، پس از ترک بدنم و دیدن همه چیز در آپارتمانم به گونهای که گویی بیدار هستم. این اتفاق زمانی افتاد که من تحت تأثیر مواد مخدر بودم و دچار مصرف بیش از حد مواد شدم. تنها نتیجهای که میتوانم بگیرم این است که چیزی بیش از جسم وجود دارد. همچنین دیدن عیسی و همسر فقیدم.
آیا اطلاعاتی درباره چگونگی زندگی کردن به دست آوردید؟
خیر
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره سختیها، چالشها و دشواریهای زندگی به دست آوردید؟
خیر
آیا در طول تجربه خود اطلاعاتی درباره عشق به دست آوردید؟
خیر
چه تغییراتی در زندگی شما پس از تجربهتان رخ داد؟
امیدوارم که دوباره در زندگی پس از مرگ با همسرم ملاقات کنم. من دیگر از مرگ نمیترسم بلکه آن را به گرمی میپذیرم.
آیا روابط شما به طور خاص به دلیل تجربه شما تغییر کرده است؟
خیر
پس از تجربه نزدیک به مرگ:
آیا بیان تجربه به کلمات سخت بود؟
خیر
چقدر دقیق تجربه خود را در مقایسه با سایر رویدادهای زندگی که در زمان تجربه رخ داد به خاطر دارید؟
این تجربه را دقیقتر از سایر رویدادهای زندگی که در همان زمان رخ دادهاند، به یاد میآورم. من معمولاً خوابها را فراموش میکنم، اما این یک تجربه کاملاً متفاوت بود؛ بهویژه از آنجا که بدنم در حالت مسمومیت و اوردوز قرار داشت. با این حال، این تجربه هوشیار، روشن و معنادار بود.
آیا پس از تجربه خود هر گونه توانایی روانی، غیرعادی یا دیگر هدایا خاصی که قبل از تجربه نداشتید، دارید؟
خیر
آیا یک یا چند بخش از تجربه شما وجود دارد که به ویژه برای شما معنادار یا مهم باشد؟
بعد از گوش دادن به تجربه نزدیک به مرگ دکتر ابن الکساندر که در آن او درباره خواهر متوفایش که بر روی بال یک پروانه سوار بود صحبت میکرد، تجربه خارج از بدن من معتبر و فوقالعاده معنادار به نظر میرسد. در ابتدا نمیتوانستم آن را توضیح دهم.
آیا تاکنون این تجربه را با دیگران به اشتراک گذاشتهاید؟
بله
آیا قبل از تجربه خود، دانش خاصی درباره تجربه نزدیک به مرگ (NDE) داشتید؟
بله، من از قبل با تجربیات نزدیک به مرگ آشنا بودم، اما این بر تجربه تأثیری نداشت. مطمئن نیستم که این یک تجربه خارج از بدن بود یا یک تجربه نزدیک به مرگ.
شما درباره واقعیت تجربهتان در کوتاه مدت (روزها تا هفتهها) بعد از وقوع آن چه اعتقادی داشتید؟
تجربه احتمالاً واقعی بود، حتی احساس واقعیتر از این زندگی به من داد.
اکنون چه باوری درباره واقعیت تجربهتان دارید؟
تجربه قطعاً واقعی بود
آیا در هر زمان از زندگی خود، چیزی تا به حال بخشی از تجربه را بازتولید کرده است؟
بله، گوش دادن به گزارش تجربه نزدیک به مرگ دکتر ابن الکساندر پس از تجربه من آن را تأیید کرد.
آیا سوالات پرسیده شده و اطلاعاتی که ارائه کردید به دقت و به طور جامع تجربه شما را توصیف کردند؟
بله، بله.